تبليغاتX
کانون دانش آموختگان طرح ولایت
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه اول
که اول ظلم را می دیدم
جهان را با همه زیبایی و زشتی
بروی یکدگر ویرانه می کردم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  86/02/26ساعت 22:45  توسط   | 
چند عکس از گردهمایی کانون های دانش آموختگان طرح ولایت سراسر کشور در اردیبهشت ماه ۸۶ حضورتان تقدیم می شود:

در این گردهمایی کانون دانش آموختگان طرح ولایت بسیج دانشجویی سیستان و بلوچستان با توجه به عملکرد آن در سال تحصیلی ۸۵-۸۶ جزو سه کانون برتر کشور انتخاب شد.

کمیسیون های تخصصی

عکس فوق : کمیسیون های تخصصی با مسئولین سازمان بسیج دانشجویی و بررسی اساسنامه نهایی کانون

 

مسئولین مرکز

از سمت راست به ترتیب : مسئول کانون س و ب – آقای عزیزی (معاونت محترم طرح ولایت سازمان بسیج دانشجویی) – آقای نعمت نژاد (مسئول کانون های دانش آموختگان طرح ولایت سراسر کشور) – آقای حسینی (مسئول آموزش ناحیه بسیج دانشجویی س و ب) – دبیر اجرایی کانون س و ب

 

مسئولین کانون های س و ب و فارس و کرمان

از سمت راست : مصطفی لک زایی (مسئول کانون س و ب) – آقای دکتر سلمان پور (مسئول کانون استان فارس) – حمیدرضا شجاعی فرد (دبیر اجرایی کانون س و ب) – مسئول کانون استان کرمان

 

مسئولین کانون های زاهدان و گلستان و اصفهان

از سمت راست : آقای پسندیده دبیر اجرایی کانون استان اصفهان –مسئول کانون س و ب – آقای آیت الله عموشاهی مسئول کانون استان اصفهان – دبیر اجرایی کانون س و ب - مسئول کانون استان گلستان

 

حمیدرضا شجاعی فرد

دوربین مخفی !!

حمیدرضا شجاعی فرد بعد از خستگی جلسات و کمیسیون ها - خواب زیرکانه در پای یکی از درخت های مسجد جمکران!!

 

 

+ نوشته شده در  86/02/19ساعت 18:57  توسط مدیر وبلاگ  | 

اسماعیل شفیعی سروستانی

سخنرانی دکتر اسماعیل شفیعی سروستانی مدیر مسئول نشریه موعود 

دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان - یکشنبه ۱۶ اردیبهشت - تالار علامه حلی - ساعت ۱۷

+ نوشته شده در  86/02/16ساعت 15:32  توسط مدیر وبلاگ  | 

طرح ولایت

اسامی اولیه افراد واجد شرایط جهت شرکت در دوره های مقدماتی و تکمیلی طرح ولایت اعلام شد.  لیست اسامی در بالای وبلاگ قرار داده شده است.

زمان برگزاری کلیه دوره ها : ۲۲ تیر لغایت ۲۰ مردادماه ۱۳۸۶

دوره مقدماتی : برادران : تهران - آبعلی   / خواهران : شهر کرد

دوره تکمیلی : برادران : شهر کرد           /  خواهران : شهر کرد

کلیه پذیرفته شدگان تا اول خرداد 86 فرصت دارند موارد خواسته شده جهت تکمیل پرونده خود را به ناحیه بسیج دانشجویی سیستان و بلوچستان تحویل دهند.

+ نوشته شده در  86/02/15ساعت 17:16  توسط مدیر وبلاگ  | 
سایت اینترنتی سازمان بسیج دانشجویی به نشانی www.BSO.ir آغاز به کار کرد. همچنین سایت اینترنتی معاونت طرح ولایت سازمان بسیج دانشجویی هم در این دامنه قرار دارد. با تدبیر سازمان بسیازی از مکاتبات مراکز بسیج دانشجویی و همچنین کانون های طرح ولایت بصورت الکترونیکی انجام خواهد شد. احتمال در آینده نزدیک این وبلاگ هم به این سایت نقل مکان خواهد کرد. پس نشانی آن را خوب به خاطر بسپارید!

کلیک کنید :

سازمان بسیج دانشجویی

 

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 19:20  توسط   | 

آزمون کارگاه مهدویت - یکشنبه 9 اردیبهشت 86

 سه نفر برتر آزمون :

۱- احمد آذرکشت - دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مهندسی صنایع - دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان

۲- پری رخ یاری - دانشجوی رشته مهندسی شیمی - دانشگاه سیستان و بلوچستان

۳- زینب جوان - دانشجوی رشته فلسفه - دانشگاه سیستان و بلوچستان

جوایز نفرات برتر هر یک مبلغ ۱۰۰۰۰۰ ریال می باشد.

کلیک کنید :

>>>>>>> نتایج آزمون کارگاه مهدویت <<<<<<<

>>>>>>> فرم در خواست صدور گواهینامه آموزشی <<<<<<<

>>>>>>> دانلود سوالات آزمون در فایل Word <<<<<<<

+ نوشته شده در  86/02/09ساعت 23:30  توسط مدیر وبلاگ  | 

یا صاحب الزمان (عج)

۵ پنجمین نشست از سلسله نشست های دانشجویی اندیشه های بنیادین اسلامی

جلسه سخنرانی دکتر غلامرضا بهروزلک (عضو پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی قم - عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم قم - سردبیر نشریه انتظار موعود و عضو دانش آموخته حوزه علمیه قم سطح چهار کلام اسلامی - دکترای علوم سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس تهران - نویسنده کتاب مهدویت و سیاست - مترجم کتب زبان سیاسی اسلام - دین در عرصه عمومی - کلام سیاسی شیعه و عضو پژوهشکده مهدویت و استاد دوره های مجازی مهدویت و از محققین جنبش نرم افزاری و نهضت تولید علم ...) با عنوان انتظار مهدویت و جهانی شدن پنجشنبه ۶ اردیبهشت ساعت ۱۸:۳۰ در محل تالار علامه حلی دانشگاه آزاد اسلامی زاهدان با همکاری بسیج دانشجویی برگزار می شود. از تمامی علاقمندان دعوت می شود در این برنامه شرکت نمایند. در ضمن برنامه زمانبندی شده و اسامی شرکت کنندگان کارگاه مهدویت نیز اعلام شده است که لینک آن در بالای وبلاگ قرار داده شده است.

+ نوشته شده در  86/02/05ساعت 0:13  توسط   | 
ومحافظه كاران آمريكايي- دار و دسته بوش- اعلام كرده اند كه قصد دارند تفسير جديدي از قرآن ارائه دهند كه با سكولاريزم و جدايي دين از سياست همخواني داشته باشد.
 
اين همايش روزهاي پنجم و ششم ماه مارس- 14 و 15 اسفند ماه سال گذشته- در ايالت فلوريدا برگزار شد و افرادي نظير «مايكل لدين» از مركز پژوهشي امريكن اينترپرايز، نونمارر رئيس دفتر يكي از اعضاي سابق سازمان اطلاعات و امنيت مصر در آن سخنراني كرده و نظرات خود درباره همخواني قرآن با سكولاريزم! را تشريح خواهند كرد.
 
مايكل لدين طي دو دهه گذشته در شوراي امنيت ملي آمريكا و پنتاگون به عنوان مشاور عالي حضور داشته و از بنيانگذاران «موسسه يهودي امور امنيت ملي» آمريكاست. وي كه يكي از مديران موسسه امريكن اينترپرايز است در حال حاضر مسئوليت توزيع بودجه 75 ميليون دلاري آمريكا در ميان گروه هاي مخالف نظام جمهوري اسلامي ايران را برعهده دارد و در توزيع بودجه 10 ميليون يورويي دولت هلند در ميان گروه هاي ضد انقلاب نيز به دختر ديك چني مشورت مي دهد.
 
گفتني است كه ترويج نظريه استعماري «جدايي دين از سياست» از ديرباز مورد توجه قدرت هاي استكباري بوده است و گروه ها و جمعيت هايي نيز به همين منظور در كشورهاي اسلامي ساخته شده بود كه بعد از انقلاب اسلامي و برانگيختگي جهان اسلام عليه سلطه گران و نظام هاي ديكتاتوري، اين نظريه استعماري به شدت رنگ باخته و در ميان ملت هاي مسلمان با توجه به آموزه هاي صريح اسلام، زمينه اي براي پذيرش اين توهم وجود ندارد. بنابراين، اقدام اخير دار و دسته حاكم بر آمريكا را مي توان در بستر يك عمليات رواني ارزيابي كرد.
 
چند ماه قبل، مايكل لدين شايعه بيماري رهبر معظم انقلاب را در «وبلاگ رسمي» خود مطرح كرد و اين شايعه براي مدتي از سوي رسانه هاي غربي و سايت هاي ضد انقلاب پراكنده مي شد و بعد از ديدار آقا با خبرگان و چند مجموعه ديگر، مايكل لدين كه ترفند خود را نقش بر آب ديده بود به ناچار در وبلاگ خود از پخش آن شايعه پوزش خواست و كوشيد آن را نتيجه اطلاعات غلطي قلمداد كند كه به او رسيده بود!
 
+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 1:28  توسط مدیر وبلاگ  | 
مكه در حال تبديل شدن به لاس وگاس بوده و اين يك فاجعه است. اين مسئله، تأثيري فاجعه بار در دنياي اسلام خواهد داشت، چراكه ديگر رفتن به مكه، احساسي براي زايران نخواهد داشت و جذابيتي ندارد. هرچه مي بينيد، سيمان و شيشه است.

پنج بار در روز همه مسلمانان جهان رو به جايي نماز مي خوانند كه معتقدند ابراهيم آن را براي عبادت خداوند ساخته بوده است؛ بناي مكعبي شكل به نام «كعبه»، مركز جهان اسلام است كه البته امروزه، زايران مي توانند در كنار آن، بناهاي چشمگير ديگري را نيز مشاهده كنند.
 

 
به گزارش بازتاب به نقل از «نيويورك تايمز»، مركز خريد «ابرج البيت»، كه بزرگ ترين مركز خريد عربستان است، با مانيتورهاي تخت بسيار بزرگ، تابلوهاي تبليغاتي رنگارنگ، رستوران و... درست در كنار مقدس ترين مكان اسلامي ساخته شده است.

«علي الاحمد»، مدير انستيتو امور خليج در واشنگتن، كه يك سازمان تحقيقاتي مخالف آل سعود است، مي گويد: «مكه در حال تبديل شدن به لاس وگاس بوده و اين يك فاجعه است. اين مسئله، تأثيري فاجعه بار در دنياي اسلام خواهد داشت، چراكه ديگر رفتن به مكه، احساسي براي زايران نخواهد داشت و جذابيتي ندارد. هرچه مي بينيد، سيمان و شيشه است».

اين مركز خريد كه يك هفته پيش از آغاز مراسم حج بازگشايي شد، نخستين فاز مجموعه سيزده ميليارد دلاري است كه مكه؛ شهري كه تنها مسلمانان اجازه ورود به آن را دارند، متحول مي كند.

مجموعه هتل و اسكان «ابرج البيت» كه با مساحتي برابر 5/1 ميليون يارد مربع، شامل يك هتل برج نيز هست، به فضاي آسماني اين شهر جلوه ديگري مي دهد.

زماني كه اين پروژه در سال 2009 تكميل شود، به هفتمين ساختمان بلند جهان تبديل مي شود كه مهندس آن در اين زمينه مي گويد: شامل يك بيمارستان، هتل و نمازخانه است.
در منطقه «جبل عمر»، يك كوهستان نصفه نيمه در حال صاف شدن است تا هتلي بزرگ و مجموعه اي بلند در آنجا ساخته شود. در مناطق ديگر نيز تقريبا حدود 130 طرح براي ساختن برج وجود دارد.

دكتر «عرفان احمد» از لندن مي گويد: «اين پايان مكه است». او بنيادي را به نام «بنياد ميراث اسلامي» تأسيس كرده تا به نگهداري از تاريخ اسلامي مكه، مدينه و ديگر مناطق مذهبي مهم عربستان بپردازد.
وي مي گويد: «پيش از اين و حتي در زمان عثماني ها، هيچ كدام از بناهاي ساخته شده در مكه، بلندتر از خانه خدا نبوده اند. اما هم اكنون ساختمان هاي بسيار بلندتري هستند كه حرمت ها را از بين برده اند.

بي شك، پول يكي از انگيزه هاي اين ساختمان سازي هاست، به گونه اي كه هر ساله، حدود چهار ميليون نفر براي مراسم حج به اين شهر مي آيند، در حالي كه اين جريان با حجمي كمتر در سال نيز جريان دارد و هر نفر به طور ميانگين، دو تا سه هزار دلار را براي اقامت، خوراك و خريد، هزينه مي كند.

تبليغاتي كه در مسير مكه نصب شده است، اين پيام را به سرمايه گذاران مي دهد كه سود بالقوه آنان از مالكيت يك آپارتمان در مكه، حدود 25 درصد سرمايه آنها خواهد بود. تبليغات در تلويزيون هاي ماهواره اي عرب هم به بينندگان مي گويد كه آنان نيز شانس استفاده از اين موقعيت را دارند.

يك آپارتمان سه خوابه در اين شهر، حدود سه ميليون دلار قيمت دارد كه در صورت داشتن منظره زيبا از خانه كعبه، قيمت آن به پنج ميليون دلار هم مي رسد.
مخالفان اين روند بر اين باورند كه نتيجه اين كار، جدايي بين جوامع و دسته هاي خاص است كه در نتيجه نقض روح حج و تساوي همگان در برابر خداوند است.

«سامي انگاوي»، از مهندسان سعودي و طرفدار حفظ ميراث مكه،  مي گويد: «اين بي احترامي به كعبه و خانه خداست. شما در اين شهر حتي حق بريدن يك درخت را هم نداريد، چه رسد به نابودي كوه. قوانين اسلام، نقض شده است».

به هر حال، مخالفت هاي زيادي با اين روند شده است، به گونه اي كه مقامات سعودي گفته اند كه براي حفظ بازمانده هاي دوران اسلام تلاش كرده و در مكه، دو موزه را راه اندازي كرده اند كه به طور كلي، نوزده ميليارد دلار صرف حفظ ميراث اسلامي كشور آنان شده است.

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 1:19  توسط مدیر وبلاگ  | 
جریان تبلیغی وهابیت ، پس از اقدامات گسترده در مناطق سنی نشین کشور ، هم اکنون با ترفندهای جدید، شیعیان فارسی زبان را نیز هدف قرار داده است.

به گزارش اخبار شيعيان "سلمان بن فهد العودة" عالم وهابی سعودی - که تاسیس شبکه ای ماهواره ای به نام «الاسلام الیوم»  را در دست مطالعه دارد و سایتی به همین نام را نیز اداره می کند- خبر از راه اندازی شبکه ماهواره ای فارسی زبان به نام «الحسین» داد.

به گفته وی تاسیس شبکه « الحسین» امری قطعی است و به زودی برنامه های خود را به زبان فارسی با هدف تبلیغات سلفی گری آغاز خواهد کرد.

نکته بسیار قابل توجه اینکه مدیریت این شبکه را « عثمان الخمیس» یکی از لجوج ترین و معاندترین علمای وهابی به عهده خواهد داشت.این مبلغ کویتی دشمنی شدیدی با شیعیان دارد و تاکنون چند بار مناظرات مفصلی با چهره های معروف شیعی نظیر «دکتر تیجانی» و «عصام العماد» داشته است.

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 1:17  توسط مدیر وبلاگ  | 
«بيل بنرمن»، كارگردان هاليوود و دستيار «كلينت ايستوود» در فيلم «نابخشودني» قرار است فيلم جديدي بسازد كه شخصيت اصلي آن زن مسلماني است كه مشكل اخلاقي دارد.

به گزارش فارس به نقل از يك روزنامه قطري فيلم هاليوودي «بي‌حجاب» به كارگرداني «بيل بنرمن» و با بازي «ماليكا شراوات»، بازيگر هندي، داستان زني مسلمان است كه در عين حال با سه مرد از سه كشور مختلف ارتباط دارد.
اين اولين فيلم هاليوودي است كه شخصيت اول آن يك زن مسلمان است.

اين بازيگر هندي گفته است: نكته قابل توجه در اين فيلم اين است كه شخصيت اصلي اين فيلم زني است كه با سه مرد از سه كشور متفاوت رابطه دارد و در طول داستان تحت تاثير محيط از يك زن مسلمان سنتي به يك زن غربي آزاديخواه و امروزي تبديل مي‌شود!

«بنرمن» دستيار «كلينت ايستوود» است و اخيرا توسط انجمن كارگردانان آمريكا براي فيلم «نابخشودني»، بعنوان بهترين دستيار كارگردان مورد قدرداني قرار گرفت.

او كه در چهار فيلم از جمله فيلم‌هاي «نابخشودني»، «دنيايي بي‌نقص»، «قدرت مطلق» با «كلينت ايستوود» همكاري داشته است، درباره فيلم «بي‌حجاب» گفت: «بي‌حجاب» يك فيلم درباره يك زن مسلمان است كه دو همسر و يك معشوق دارد. اين يك فيلم كاملا نوآر و يك درام سياه است..

وي در توضيح اين شخصيت كه قرار است «ماليكا» نقش آن را بازي كند، گفت: پشت آن روبنده مشكي يك قرباني دغلكار پنهان است كه در عين حاليكه خطرناك است خود نيز در خطر است!

 

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 1:15  توسط مدیر وبلاگ  | 
همزمان با افشای رسمی همکاری گروه تروریستی جندالله با آمریکا، منابع خبری از کشف و خنثی سازی چندین فقره اقدام به بمب گذاری در استان های شمال غربی خبر می دهند.

به گزارش "الف"، شبکه  تلویزیونی ABC آمریکا در خبری کوتاه به نقل از آنچه منابع آگاه آمریکایی و پاکستانی خوانده  شد، اعلام کرد آمریکا از سال 2005، سیاست رسمی خود را بر حمایت از گروه جندالله که مقر اصلی آن در پاکستان است قرار داده است.

این شبکه خبری، ضمن ارائه توضیحی کوتاه در مورد اقدامات "چریکی" این گروه در داخل مرزهای ایران، به جزئیات بیشتری از نحوه این همکاری اشاره نکرد.

در اوایل فروردین صدای آمریکا با ترتیب دادن گفتگوی خبری با رئیس این گروهک تروریستی از وی به عنوان "رهبر مقاومت ایران" یاد کرده بود.

گفتنی است، پاییز گذشته، رهبر این گروهک پس ازبه دام افتادن توسط نیروهای نظامی ایران، به کمک کماندوهای آمریکایی فرار کرد.

همزمان منابع خبری از کشف و خنثی سازی چندین فقره اقدام به بمب گذاری در شهرهای مرزی شمال غرب کشور خبر می دهند. در یکی از این موارد، یکی از اعضای گروهک منحله دموکرات که جدیدا به پژاک پیوسته است، تلاش داشت با انفجار بمب، دست به اقدام تروریستی بزند.
 
این تروریست اعتراف کرده است که برای این کار مبلغ 2 میلیون تومان وجه نقد و یک خودرو در اختیار وی گذاشته شده بود. وی قصد داشته است، این اقدام تروریستی را در پیرانشهر و در غیر اینصورت، پس از انتقال بمب به مشهد، در آنجا صورت دهد.

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 1:5  توسط مدیر وبلاگ  | 
فيلم بابلفيلم «بابل» ديگر فيلم ضداسلامي سينماي امسال آمريكا، داستان‌ توريستي آمريكايي (كيت بلانشت) است كه به خاطر شيطنت دو كودك مسلمان و بازيگوش و بازي آنها با اسلحه زخمي شده و مجبور مي‌شود تا يك نصفه روز را در يك دهكده دور افتاده مسلمان نشين به همراه همسرش (برد پيت)، در اوضاعي بسيار ملالت‌بار و بدون دسترسي به هر گونه ابزار درماني سپري كند.
هاليوود همواره در فيلم‌هاي خود، از «اينديانا جونز» به كارگرداني «استيون اسپيلبرگ» گرفته تا كارتون جذاب «علاء الدين»، سعي كرده تا با معرفي مسلمانان در چهارچوب شخصيت‌هاي منفي، بر تصورات منفي و سوء تفاهم‌هايي كه در ارتباط با مسلمانان وجود دارد بيش از پيش دامن زند.
  
 اگرچه اسلام‌ستيزي در هاليوود مسئله چندان جديدي نيست ولي طي سال‌هاي اخير بالاخص پس از حادثه 11 سپتامبر، اين مسئله شدت يافته است، آنچنانكه امسال در فيلم‌هاي زيادي از جمله دو فيلم از نامزدهاي اسكار، «بابل» و «پرواز شماره 93»، شاهد چنين تصوير منفي از مسلمانان بوديم.
در فيلم «پرواز شماره 93»، پروازي با نام «يونايتد 93»، در تاريخ 11 سپتامبر، توسط عده‌اي از جوانان مسلمان به قصد منهدم نمودن كاخ سفيد دزيده مي‌شود ولي با تلاش مسافران، قبل از رسيدن به مقصد، در ميانه راه سقوط مي‌نمايد.

اين فيلم با صحنه‌اي آغاز مي‌شود كه اين جوانان با خواندن نماز و قرآن و مجهز نمودن خود به ابزاري چون خنجر و چاقو خود را براي چنين عمليات تروريستي آماده مي‌كنند و در سكانس ديگري در هواپيما شاهد آن هستيم كه يكي از اين جوانان در بدو اقدام به هواپيماربايي، بدون هيچ اخطاري، الله اكبر گويان چاقوي خود را در پهلوي مسافري بي‌گناه فرو مي‌برد.

كارگردان در اين فيلم سعي كرده تا مسلمانان را افرادي بسيار خشن و غيرمنطقي كه براحتي براي رسيدن به هدف خود هر فرد بي‌گناهي را قرباني مي‌كنند، نشان مي‌دهد.
فيلم «بابل» ديگر فيلم ضداسلامي سينماي امسال آمريكا، داستان‌ توريستي آمريكايي (كيت بلانشت) است كه به خاطر شيطنت دو كودك مسلمان و بازيگوش و بازي آنها با اسلحه زخمي شده و مجبور مي‌شود تا يك نصفه روز را در يك دهكده دور افتاده مسلمان نشين به همراه همسرش (برد پيت)، در اوضاعي بسيار ملالت‌بار و بدون دسترسي به هر گونه ابزار درماني سپري كند.

«يوسف» كودك 10ساله‌اي كه باعث اين اتقاق شده در اين فيلم نه بعنوان يك كودك بازيگوش كه بعنوان مسلماني كه از كودكي به شدت به اسلحه علاقمند است، معرفي مي‌شود. حتي در صحنه‌اي از فيلم مخاطب، «يوسف» را در حالي مشاهده مي‌كند كه مخفيانه به بدن عريان خواهر خود مي‌نگرد و از اين كار بسيار لذت مي‌برد.

«آرزو مرالي»، يكي از نويسندگان گزارش «نقش بحران‌زاي فيلم‌هاي غربي در ترويج تصويري منفي از مسلمانان» كه اخيرا در چند مجله و روزنامه عربي و حتي اروپايي به چاپ رسيده است، مي‌نويسد: در اينگونه فيلم‌ها چيزي به اسم يك شخصيت خوب مسلمان وجود ندارد.
«مرالي» در مصاحبه‌اي با خبرگزاري رويترز‌ گفت: سينما چه در هاليوود و چه در انگلستان، همواره در جهت ارائه چهره‌اي پليد و شيطاني از مسلمانان گام برداشته‌ است. اين رسانه‌ها، مسلمانان را افرادي وحشي و عقب‌مانده معرفي مي‌كنند و همواره برخي احساسات نژادپرستانه و تعصب‌آميز را ترويج مي‌كنند كه اين مسئله پس از حادثه 11 سپتامبر شدت يافته است.

مرالي در گزارش خود آورده است: همواره در فيلم‌هاي غربي و هاليوود همواره شاهد ستيزه با مسلمانان هستيم، بعنوان مثال در فيلم «اينديانا جونز» با بازي «هريسون فورد» محصول سال 1981 اين مسئله كاملا واضح به مخاطب القاء مي‌شود، آنچنانكه در يكي از صحنه‌ها، زني محجبه را مي‌بينم كه با عجله از ميان بازار مي‌گذرد و در اين حين آهنگ مشهور مارگيري به گوش مي‌رسد.

مرالي در گزارش «نقش بحران‌زاي فيلم‌هاي غربي در ترويج تصويري منفي از مسلمانان» مي‌نويسد: فيلم «محاصره» با بازي «بروس ويلس» و «دنزل واشنگتن»، محصول سال 1998، يكي از مهمترين‌هاي اين مجموعه از فيلم‌هاست كه در آن مسلمانان/عرب‌ها/ فلسطينيان افردي بسيار خشن و وحشي معرفي مي‌شوند كه براي رسيدن به مقصود خود حتي براي جان خود ارزش قائل نيستند.
البته اينگونه تصورات جهت‌گيري شده كه به مخاطب القاء مي‌شود، تنها به فيلم‌ها محدود نشده، بلكه در انيميشن‌هاي جذاب و مشهوري چون «علاءالدين» محصول كمپاني بزرگ و صهيونيستي «والت ديزني» به چشم مي‌خورد. در اين كارتون زادگاه «علاءالدين»، بعنوان فردي عرب، يك كشور كاملا بي‌فرهنگ و عاري از هرگونه تمدن به تصوير كشيده مي‌شود.
البته با استناد به اين دو مطلب كه «هاليوود در تسخير يهود» است و به عبارتي ديگر «جاده صاف كن سياست‌هاي كاخ سفيد» است، اسلام ستيز بودن اين صنعت بزرگ آمريكايي چندان تعجب‌برانگيز نخواهد بود.
البته مقاله به چاپ رسيده در پايگاه «يهودشناسي» نيز خود مؤيد اين مطلب است كه گرداندگان اصلي هاليوود در واقع همان يهوديان (صهيونيست‌ها) هستند.
در اين مقاله آمده است، بيش از 1500 يهودي (اعم از بازيگر، كارگران، تهيه‌كننده و…) در هاليوود مشغول بكارند كه در اين ميان تعداد بسياري از مشاهير سينما هستند و با اين حال بسيارند يهوديان گمنامي كه در هاليوود مشغول به كارند.

اين پايگاه اطلاع رساني در ادامه اين مقاله، به نام برخي از اين افراد اشاره مي‌نمايد: از ميان تهيه‌كنندگان يهودي هاليوود: «آدولف زوكر»، «ساموئل زنتسر»، «جوئل سيلور» و «رابرت مردوخ» از شهرت بيشتري برخوردارند، در فهرست كارگردانان يهودي با اسامي مشهورتري مواجه مي‌شويم كه برخي از آنها تهيه كننده آثار خود نيز محسوب مي‌شوند؛ «اريك فون اشتروهايم»،«اشترنبرگ»، «ارنست لوبيچ»، «استنلي كوبريك»، «ماكس افولس»، «ديويد كروننبرگ»،، «رومن پولانسكي»، «استيون اسپيلبرگ»، «وودي آلن»، «سيدني پولاك»، «ژان لوك گدارد»، «مل بروكس»، «پيتر باگرانوويچ»، «ساموئل گلدوين»،«مايك نيكولز»، «تيم برتون» و «توني راندال» از آن جمله‌اند.

در ادامه اين مقاله نام بازيگران مشهوري چون «جري لوئيس»، «هريسون فورد»، «مايكل داگلاس»، «داستين هافمن»، «رابرت ردفورد»،« پل نيومن»، «مارتين شين»، «اليزابت تيلور»، «مريلين مونرو»، «آدري هيپورن» و «سارا بولاك» نيز در فهرست بازيگران يهودي هاليوود آورده شده است.
گذشته از همه اين‌ها، هاليوود همواره سعي كرده تا همواره هم‌سو با سياست‌هاي دولت آمريكا گام بردارد، آنچنانكه در جلسه اخير ماموران سازمان اف‌بي‌اي با نويسندگان و صاحبان كمپاني‌هاي بزرگ فيلمسازي هاليوود، اين سازمان از هاليوود خواست تا در فيلم‌هاي خود بيش از پيش، تلاش‌هاي اين نهاد دولتي براي ريشه‌كن نمودن تروريست را به تصوير بكشد.
در اين جلسه حتي از «حزب‌الله» بعنوان يك تشكيلات تروريستي وابسته به شيعيان و «القاعده» بعنوان گروه تروريستي سني‌ها اشاره شده است.
 

خبرگزاري فارس
+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 0:57  توسط مدیر وبلاگ  | 
300سوار سفيدپوش هر بيننده‌اي را به ياد كليپ‌هاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مي‌اندازد. سوار از غيب آمده، مي‌آيد و گردن جوان را مي‌زند و ناپديد مي‌گردد.
نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق مي‌آيد و بعد هم ناپديد مي‌شود!‌ در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد!
محسن قنبريان

فيلم ضدّ ايراني300 كه يك فيلم درخواستي براي مطالبات سياسي است و در ظرف 80 روز فيلمبرداري و آماده‌ شده است غير از جهات تهاجم به فرهنگ و تمدن ديروز ايرانيان حاوي تهاجمات زيادي به ايران امروز و از جمله عقايد شيعي آن نيز است كه از نگاه بسياري از منتقدان مخفي مانده است. به خلاف آن چه در بين مردم دربارة اين فيلم شايع شده است اين فيلم همة لشكر ميليوني ايران كه متشكل از اقوام مختلف آريايي, عرب و ... است را غير انسان و ديو گونه نشان نمي‌دهد!! هيأت نمايندگي اوّل فيلم و چندين گروه و دستة مبارز جملگي با صورت آدمي امّا در كسوت اقوامي غير آريايي هستند.
به گزارش موعود تنها گروه غير انساني كه قيافه‌اي وحشتناك دارند و دو غول عجيب آدم‌‌نما همراه خود دارند دسته‌اي بزرگ (ظاهرا گارد ويژة سلطنتي خشايار) است. اين گروه از مركز امپراتوري (ايران امروز) هستند. از قضا اينها نقاب بسته و سرتاپا سياه‌پوش بوده, چيزي شبيه عمامة كوچك سياه بر سر دارند و با حمل پرچم‌هاي سياه بلند، نمايان مي‌شوند. در حالي كه به لحاظ تاريخي درفش هخامنشيان هرگز سياه نبوده و چنين لباسي در آن‌ها سابقه نداشته است ديدن آن‌ها در نگاه اوّل چيزي شبيه رژة حزب‌الله لبنان در محرم را تداعي مي‌كند.
در هنگامة ديگري از جنگ كه ايرانيان شبيه مسلمانان جنگ‌هاي صليبي نمايش داده مي‌شوند جواني دلير از اسپارت‌ها به طرزي عجيب كشته مي‌شود كه اين سكانس هم براي تعرض به ايمان به غيب و خاصه اعتقاد به مهدويت اين طايفه (كه نمايندگان ايران امروز در فيلم‌اند) جا داده شده است.
قصه چنين است كه از پشت سر در غبار و فضايي نوراني از افق سواري بر اسب سفيد با سرعت نزديك مي‌شود. جايي دوربين از پهلوي اسب تراولينگ شده و سوار به جوان نزديك مي‌شود. سوار سفيدپوش هر بيننده‌اي را به ياد كليپ‌هاي عصر جمعة صدا و سيما دربارة امام زمان(عج) يا صحنة حملة اميرالمؤمنين(ع) به عمروعاص در سريال معروف امام علي(ع) مي‌اندازد. سوار از غيب آمده، مي‌آيد و گردن جوان را مي‌زند و ناپديد مي‌گردد.
نكتة بسيار حائز اهميت اين است كه اين سوار از افق مي‌آيد و بعد هم ناپديد مي‌شود!‌ در سرتاسر فيلم ـ نه قبل و نه بعد ـ نمايي از او يا شبيه او وجود ندارد!
اينها و ده‌ها قرينة ديگر تأييد مي‌كند كه لشكر ميليوني خشايار يك نماد از تجهيز مشرق زمين مسلمان برضدّ غرب دموكراتيك (كه دائماً در فيلم مجلس سنايش به رخ كشيده مي‌شود) است؛ كه هستة مركزي آن ايرانيان فعلي با چهره‌اي غير انساني و عقايدي خرافي(!) هستند. هر كس تمام فيلم را به دقت ديده باشد بر اين مطلب قرائن بسيار پيدا مي‌كند.
+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 0:52  توسط مدیر وبلاگ  | 
نوشتار حاضر متن سخنراني استاد دكتر عباس سليمي نمين درباره "دانشگاه شيكاگو و پروژه تحريف تاريخ ايران " مي باشد كه در جمع اساتيد و دانشجويان دانشگاه امام صادق(ع) ايراد شده است.

بسم الله الرحمن الرحيم . با تشكر از اساتيد محترم دانشگاه و دانشجويان عزيز كه اين فرصت را براي من بوجود آوردند كه دقايقي را در خدمتتان باشم و بحث‌هايي را رد و بدل كنيم كه اميدواريم كه ان شاءا.... در شناخت دقيق تر از تاريخ خودمان اين موضوع مؤثر باشد . آن چيزي كه در سال‌هاي اخير در مورد تاريخ ايران ، بويژه تاريخ باستان مطرح شده ضرورت بازخواني تاريخ را براي ما روز به روز جدي‌تر مي‌سازد يعني اينكه ما اين امكان را فراهم كنيم تا آن چيزي را كه براي ما نگاشته شده را يك بار ديگر بخوانيم و به خودمان اين جرأت را بدهيم كه اگر ايرادهايي در تاريخ نگاشته شده براي ما ، وجود دارد اين ايرادات را بيان كنيم و پالايش كنيم تاريخ خودمان را از آنچه كه نوشته شده است . متأسفانه در سال‌هاي اخير كه بر حسب ظاهر ، تحولي را ما در ساختار سياسي بوجود آورديم و اين انتظار مي‌رفت كه اين تحول سياسي آنچنان فراگير بشود كه حوزه‌هاي فرهنگ را هم آنچه كه ضرورت دارد در بر بگيرد ، اين تحول نتوانست آنطوري كه شايسته است مسائل فرهنگي را هم پوشش لازم بدهد . شايد بشود گفت كه ما در زمينه تاريخ كمتر از همه بخش‌هاي فرهنگي توجه داشتيم و اين امكان را فراهم نكرده‌ايم كه به اين موضوع بيشتر توجه بشود .


اهميت بحث تاريخ براي ما به نظر من در اينجا بايد درك بشود كه كاري صورت گرفت براي مقابله با فرهنگ اسلامي ، يكي در عرصه مقابله مستقيم با اعتقادات و يكي برنامه دراز مدت‌تري براي اينكه ما نسبت به مواضع اعتقادي خودمان متزلزل بشويم كه حاصل كاري كه در دوره رضاخان شروع شد در دوره محمدرضا پهلوي بيشتر خودش را نشان داد و ثمره‌اش بيشتر در اين دوره نمود پيدا كرد علي القاعده مقابله مستقيم با فرهنگ ، سنت و اعتقادات مردم نمي‌توانست دوام چنداني بيابد يعني اينكه مردم لباسشان در خيابان‌ها قيچي بشود و يا با محرم مقابله بشود تا حدي كه ما نتوانيم از قيام عاشورا بهره بگيريم اين نمي‌توانست خيلي استمرار داشته باشد و اين كار صورت گرفت به خاطر اينكه ضرورت سلطه ايجاب مي‌كرد يعني براي سلطه گران ، لازم بود كه ملت ما احساس حقارت بكند تا سلطه را بپذيرد ملتي كه خودش را با سلطه گر برابر بداند هرگز سلطه را نمي‌پذيرد يعني اگر من هيچ تفاوتي براي خودم نسبت به شما قائل نباشم و اين تصور در فكر من باشد كه از آن حقوقي كه شما برخورداريد من هم بايد برخوردار باشم هرگز وارد وادي‌هايي كه اين وادي‌ها حقوق نابرابري را رقم مي‌زند نخواهم شد يا چنين چيزي را نخواهم پذيرفت .

بنابراين مقابله با فرهنگ ملت ايران به صورت اجباري و قلدر مأبانه‌اي كه رضاخان مي‌توانست به اجرا در بياورد ، اين در دوره رضاخان صورت گرفت اما عرض كردم كه اين نمي‌توانست براي هميشه استمرار بيابد . ما آنطوري كه آقاي حسين مكي در تاريخ 20 ساله مي‌نويسد رضاخان مقابله با فرهنگ را به اوج رساند حتي مثلا در شب‌هاي عاشورا ، كاروان شادي راه انداخت و مثلا رقاصه‌ها در خيابان‌ها مي‌خواندند و طبيعتا ملت ايران را كه اين موضوع برايشان اهميت داشت ، تحقير مي‌كردند اما قطعا ملت در برابر اين نوع تحقيرها يك نوعي مقاومت نشان مي‌داد و پذيراي اين مسأله نبود اما آنچيزي كه به نظر من حالت ماندگاري يافت آن تاريخ نگاري بود.

 در دوران رضاخان توجه جدي به اين امر داشت كه تاريخ باستان ما به نوعي نوشته بشود كه با تاريخ و فرهنگ اسلامي در تقابل باشد يعني ما با مطالعه تاريخ باستان ، احساس تنفر نسبت به فرهنگ اسلامي در ما ايجاد نشود اين مطلب را در نگارش‌هاي مختلف مي‌توانيد بياييد چون فرصت كم است من فقط و فقط اين جمله دكتر زرين كوب را فكر مي‌كنم كفايت كند كه ايشان در كتاب ايران بعد از اسلام مي‌نويسد كه كتاب من كتاب ابراهيم پورداود و ديگران از عناصري كه بيشتر متأثر بودند مي‌گويد اين تاريخ نگاري نبود بيشتر بخاطر ضديت با اعراب بود كه اين كتاب‌ها نوشته شد و حتي كتاب « دو قرن سكوت » را ايشان ياد مي‌كند و اين خصوصيت در آن ايام را مي‌گويد قطعا افرادي مانند آقاي زرين كوب كه اين شجاعت را داشته باشند كه آثار خودشان را نقد كنند خيلي خيلي كم داريم و بيشتر در اين جهت گيري ماندند در حالي كه آقاي زرين كوب در اواخر عمرش نسبت به عملكرد خودش انتقاد دارد و اين انتقاد را به صراحت بيان مي‌كند .

 خوب آثار اين چنيني تأثيرات بسيار زيادي داشت كه اگر شما ملاحظه كنيد مي‌بينيد كه افرادي كه متأثر از اين نوع تاريخ نگاري شدند چگونه نوشتند و چگونه قضاوت كردند و چگونه به اسلام يك تعصب كور و يك تعصب شديدي را از خودشان نشان دادند از جمله من شما را حتما ارجاع مي‌دهم براي اينكه بتوانيد به يك قضاوت دقيق تر و عالمانه‌اي برسيد كتاب آقاي بزرگ علوي را ، آقاي بزرگ علوي در خاطراتش به طور مسبوط مي‌گويد كه چه آثاري نوشته شد و چه كساني اصرار بر نگارش اين كتاب داشتند و جهت گيري‌هاي آن‌ها چه بود ، مثلا ايشان در مورد آقاي صادق هدايت مي‌گويد كه صادق هدايت مثلا اصرارش بر نوشتن كتاب ترجمه‌ها ، ترجمه‌هايي از آثار غربي‌ها براي ايران چگونه بود خوب در مورد صادق هدايت مي‌گويد كه او هر موقع كه سخني در مورد اسلام پيش مي‌آمد به شدت مي‌لرزيد و شروع به فحاشي مي‌كرد نه اينكه سخني در مورد دفاع از اسلام ، مثلا آقاي نبي قطعا عنصري نيست كه از اسلام دفاع كند ايشان يك مصاحبه‌اي با بي بي سي كرده بود ، در آن مصاحبه سخن از اسلام به ميان آورده بود بعد كه به محل قرار مي‌آيد از آقاي صادق هدايت به شدت فحاشي‌هاي ركيكي را آقاي بزرگ علوي روايت مي‌كند جلو زن‌ها در آن ميعادگاهي كه جايگاه روشن فكران و .... بوده فحاشي‌هاي ركيكي را ايشان به ميان مي‌آورد كه چرا تو اصلا سخني از اسلام به ميان آوردي و آثاري كه خود آقاي صادق هدايت نوشته ، خيلي روشن است و من وارد جزئيات آن نمي‌شوم اما بع اين نكته دعوت مي‌كنم جهت تعمق ، كه چگونه توانستند يك ضديتي با اسلام ايجاد كنند و يك قرابتي با يهود ، در اين زمينه هم دعوت مي‌كنم عزيزان را كه كتاب آقاي معير ارزي حتما بخوانند معير ارزي خاطرات خودش را به عنوان يك صهيونيست جدي و فعال نوشته ، در كتاب خودش تأثيرات اين معنا را كه ما توانستيم احساس قرابت ايجاد كنيم در بين ايراني‌ها و يهودي‌ها و از اين تاريخ نويسي بهره لازم برديم و هر كسي را كه در برابر يهودي‌ها مقابله مي‌كرد اينگونه وارد مي‌شديم و اينگونه او را رام مي‌كرديم ، من جمله در مورد حاج علي كيا ، شرح اولين برخورد پدرش با حاج علي كيا كه بعدها كه مراتب ارتش را طي مي‌كند و به درجه سپهبدي مي‌رسد و ركن 2 ارتش مي‌شود آن موقع كه سرهنگ بود من با پدرم پيش او رفتيم مي‌گويد : شروع كرد به مقاومت كردن در برابر ما يهودي‌ها ، ما گفتيم بله ما يهودي‌ها با شما اين چنين پيشينه تاريخي داشتيم و يواش يواش رام شد .

بعدها كه خودش در زمان ركن دومي او با او تماس دارد مي‌گويد من خودم تعجب مي‌كردم كه چرا حاج علي كيا اينقدر در خدمت ما قرار داشت و براي خودم جاي تعجب بود يك بار خيلي رك و صريح از او پرسيدم كه حاج علي كيا تو خيلي از كارهاي خودت را رها مي‌كني و هميشه دنبال من هستي كه مثلا ملاقات براي منا با ديگران ايجاد مي‌كني عمده چيزي كه از آقاي ازري از عملكردش مي‌شود فهميد ، حتي موقعي كه يك بازيگر اسرائيلي پيش كيا مي‌رود يك ماهي بزرگي كه براي ضيافت و به افتخار ايشان آماده شده بود بر روي آن مي‌نويسد به ياد ايام راشتر و خشايار شاه در ايران ، خوب تأكيد روي اين معنا ، تأثيرات خودش را در خيلي از ايراني‌ها ، ما شاهد هستيم من باز دعوت مي‌كنم چون نمي‌توانم وارد جزئيات بشوم حتما كتاب آقاي مييرازري كه مي‌تواند تجربيات او براي ما خيلي مفيد باشد را ان شاءا.... مطالعه بكنيد .

اما امروز وقتي شما دقت مي‌كنيد كه در همان تاريخ نگاري كه براي ما صورت گرفت چرا مقاومت‌ها و تلاش زيادي صورت مي‌گيرد كه هيچ بازنگري در اين عرصه صورت نگيرد در حالي كه الان منابعي در اختيار ما وجود دارد كه اين منابع بيانگر اين است كه تاريخ نگاري كه در زمان رضاخان عمدتآ صورت گرفت و آثار زيادي مكتوب شد.

عمده اين‌ها بر اساس محدود كردن تاريخ باستان ايران به 2500 سال بود يعني اينكه اين احساس در مردم ايجاد بشود كه رونق تمدن ايران به زماني بر مي‌گردد كه پيوند جدي بين يهوديت و اقوام ايراني در فلات ايران ايجاد شده است يعني اصلا مبدأ عزمت در ايران مربوط به اين دوران بود خوب اين مي‌تواند به عنوان يك نظريه مطرح شده و بر رويش كار بشود كه درست هست يا نه ، اما كاري كه در اين عرصه به نظر من صورت گرفت اين نبود كه يك عده‌اي طرفدار اين فرضيه بوده باشند و واقعا ملت ايران عظمتشان بر مي‌گردد به اين ايام و اين ايام توانسته حالا يك عظمتي را بوجود بياورد كه حتي در كتاب بزرگ علوي مي‌گويد كه آقاي صادق هدايت سعي مي‌كرد كه تاريخ صدر اسلام را بسيار بسيار با عظمت بيان كند خوب همين كسي كه اينقدر با اسلام دشمني دارد طبيعا اين كار را با اين جهت گيري دنبال مي‌كند .

 خوب يك موقع است كه به عنوان فرضيه مطرح مي‌كند و اصلا اينطوري نبوده كه يك عده‌اي طرفدار اين باشند و حالا به عنوان يك نظريه مطرح مي‌كنند بلكه سعي كردند آنچيزي را كه مي‌توانست اين نظر را نفي كند و بي اساس جلوه‌گر كند آن را هم از بين بردند در واقع امكان تحقيق براي پژوهشگران ايراني در اين عرصه اصلا وجود نداشته باشد كاري كه در اين عرصه صورت گرفت اين بود كه ما هم يهود را مؤثر در عزمت ايران باستان بدانيم و هم اعراب را از بين برده و نابود كننده‌ي اين عظمت بيابيم يعني اين دو به صورت همزمان صورت گرفت ، خوب براي اينكه بتوانند اين عزمت را مربوط به دوران هخامنشيان بكنند بايد تاريخ باستان ما را محدود مي‌كردند و آنچه را كه مربوط به قبل از هخامنشيان بود را به نوعي يا نابود مي‌كردند و يا تلاشي بر روي آن معطوف نمي‌شد يعني ما امروز ، هر آنچه كه طي سال‌هاي گذشته داشتيم در ارتباط با باستان شناسي و كارهاي تحقيقاتي عمده در اين زمينه مربوط به دوران هخامنشي است .

ما حتي سازمان و تشكيلات ميراثمان معمولا هيچ گونه مأموريت و رسالتي غير پاسداري از دوران هخامنشيان براي خودش تعريف نكرده ، بعضي جاها هم شما به وضوح مي‌توانيد ببينيد كه بي توجهي جدي به ساير ادوار تاريخي ما دارد بعضي معتقدند كه اگر بخواهيم تاريخ باستان خودمان را مطالعه بكنيم اين محدود كردن به دوران هخامنشيان به بعد ، جز يك كار هدفمند سياسي بيش نيست تاريخ ايران هم وسيع‌تر است و هم ارتباط با اين قضيه ما مي‌توانيم بر اساس برخي از مستندات به جا مانده درك كنيم كه عظمت مردم ايران به لحاظ تمدني در اين دوران بيشتر بوده كه حتي هخامنشيان مجبور بودند كه از عيلامي استفاده كنند يعني قطعا اگر عيلامي‌ها به لحاظ تمدني عقب تر بودند نبايد هخامنشي‌ها مصرف كننده خط و طرز نگارش آن‌ها باشند بنابراين ما بايد در دوران عيلامي به لحاظ تمدني وضعيت بهتري داشته باشيم بنابراين آن‌هايي كه در اين زمينه گام برداشتند قطعا يك كار هدفمند سياسي را دنبال مي‌كردند گر چه من خودم رشته‌ام بيشتر تاريخ معاصر است و كار تاريخ معاصر بيشتر كرده‌ام ولي در آن حدي كه فرصت مطالعه و تحقيق در اين زمينه را يافتم و آثاري را نگاه كردم .

من ديدم كه خيانت‌هاي بزرگي در ارتباط با نابودي آثار به جا مانده از دوران عيلامي را داريم من يكي از آثاري كه آوردم كه دوستان مطالعه كنند كتاب تخت جمشيد است كه خذ اشميت به عنوان يكي از باستان شناسان دانشگاه شيكاگو تنظيم كرده است تصاويري كه در اين كتاب آمده ، مؤيد آثار عظيمي است كه متعلق به دوران عيلامي است و امروز در اطراف سايت تخت جمشيد اثري از آن نيست يعني بعد از كشف و خارج كردن اين الواحي كه امروز به دانشگاه شيكاگو رفته در سال 1314 كه تا حالا بازنگشته و من بعيد مي‌دانم كه با مسائلي كه امروز مطرح است به ايران بازگردد دلايلش را هم در بين عرايضم مي‌گويم ، بعد از اينكه اين الواح از ايران خارج شده البته بعضي از الواح از خزانه تخت جمشيد خارج شده و برخي از الواح متعلق به آن سايت ايراني است كه در اطراف تخت جمشيد وجود دارد بر اساس تصاويري كه از آقاي اشميت برداشته ، خوب الان وقتي كه شما نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد كه در اطراف سايت تخت جمشيد هيچ اثري از سايت ايراني وجود ندارد كاملا بعد از خاك برداري و كشف شدن آن آثار اين‌ها عامرانه نابود شدند من در اين زمينه با آقاي پرويز رجبي به عنوان يكي از عناصري كه در زمينه باستان شناسي كار مي‌كند بحث مي‌كردم راجع به اين مطلب ، البته ايشان در ابتدا پذيراي اين مطلب نبود كه تخريبي صورت گرفته ، بعد از اين مسأله و پذيرش اين مطلب توسط پژوهشگاه پارسه كه ايشان به عنوان يكي از داوران اين قضيه بوده كه آيا تخريبي بوده يا نه ، بعدا كه ايشان تماس گرفت و پذيرفت كه بله آثاري بوده خيلي راحت گفت كه آمريكايي‌ها كار بسيار خوبي كرده‌اند ، لابد لازم بوده و ضرورت داشته و دليل ايشان هم اين بود كه وقتي پاي انسان قانقاريه بگيرد خوب پاي انسان را قطع مي‌كنند و تشخيصش هم با پزشك است ، آمريكايي‌ها هم در اين زمينه تخصص داشته‌اند و كار بسيار درستي كرده‌اند كه تخريب كردند مي‌خواهم بگويم كه دفاع از عملكرد دانشگاه شيكاگو در از بين بردن آثار باستاني ما ، امروز در جامعه ما يك حامي جدي دارد علت حمايت جدي اقشار يا شايد اقشار تعبير چندان درستي نباشد عده‌اي كه در جامعه ما امروز دارند در زمينه‌ي تاريخ كار مي‌كنند اين است كه اين جريان ماهيت كارش مشخص نشد ولي اگر ماهيت كاري كه در دوره رضاخان صورت گرفت مشخص نبود يك جهش فكري در جامعه ما ايجاد مي‌شود يعني اگر ما در آنچه را كه نسبت به خيانت يا فاجعه‌اي كه شما با دست كاري در تاريخ يك ملت ممكن است بوجود بيايد حالا عمق فاجعه را خودتان مي‌توانيد حدس بزنيد اينكه تاريخ يك ملت دستكاري بشود در دشمن شناسي آن ملت هم شما مي‌توانيد دستكاري كنيد يعني در واقع وقتي كه شما به تاريخ مراجعه مي‌كنيد .

براي اين است كه بتوانيد از تجربيات آن‌ها استفاده كنيد براي شناختن دوستان و دشمنان خودتان ، يا حداقل عوامل تهديد كننده و عواملي كه شما مي‌توانيد بر روي آن‌ها براي پيشرفت خودتان حساب كنيد تاريخ را به اين دليل برايش ارزش قائليم چون مي‌تواند در برخورد ما با پديده‌هاي مشابه تقويت كند يعني مي‌تواند از ما عناصر بسازد مجردي در مواجهه با موضوعات سخت روزمره جامعه‌مان ، بنابراين اگر كساني دارند در تاريخ ما تصرف مي‌كنند با اين هدف تصرف مي‌كنند كه تشخيص ما را نسبت به مسايل اطرافمان دچار دستخوش تغيير كنند در دشمن شناسيمان قطعا دچار مشكل مي‌شويم كما اينكه اين كار صورت گرفت آن چيزي را كه توانستند نسبت به اسلام كينه ايجاد كنند را كاملا در دوره رضاخان مي‌بينيد .

خيلي از كساني كه اين‌ها در واقع اگر اين مسأله براي آن‌ها بوجود نمي‌آمد به راحتي جذب سازمان‌هاي يهودي در ايران نمي‌شدند اگر شما يك عنصر ايراني را قبل از اينكه نگاهش عرض بشود را دعوت كنيد كه سوگند به بعضي از مقدسات يهود بخورد در برخي از سازمان‌هاي مخفي ، قطعا اين كار را نمي‌كند منتها بعد از اينكه به او قبولانده مي‌شود كه تو با يهودي‌ها خيلي رابطه ديرينه داري و در اين زمينه نبايد هيچ احساس در خدمت ديگران قرار گرفتن نمي‌تواني داشته باشي ، بر اساس تاريخت تو اين راه را پيموده‌اي بنابراين مزدور ديگران نمي‌شوي در خدمت ديگران نيستي با كساني كه بايد دوست باشي دوست هستي مثل اين است كه شما امروز احساس كنيد كه بايد با يك جرياني در ملت‌هاي مسلمان همراه باشيد وقتي اين احساس در شما بوجود آمد اگر در جهت منافع آن‌ها گام برداشتيد هيچ احساس منفي‌اي در شما ايجاد نخواهد شد معقتدتان و باورهايتان اينطوري حكم مي‌كند كه بايد جهان اسلام را تقويت كنيد يعني كاري را انجام بدهيد كه جهان اسلام رو به جلو برود و از كار شما منتفع بشود .

 اين مسأله را قطعا دردوره رضا خان صورت دادند كه عده‌اي به سهولت پذيرفتند كه درخدمت سازمان‌هايي يهودي بودن نه تنها مشكلي نيست مسأله‌اي نيست بلكه وظيفه ماست كه چنين كاري را بكنيم و اين تنها چيزي است كه مي‌تواند موجب شكوفايي ملت ما بشود چرا كه در تاريخ همين پيوند موجب شكوفايي شده ، آنچه را كه امروز ما بعد از بحث اخير در مورد الواح ايراني شاهديم يك مقداري بحث را براي ما جدي‌تر مي‌كند يعني مقاومت بعضي از افراد و يا بخصوص كساني كه منادي تاريخ پژوهشي در كشور ما هستند تاريخ پژوهي با حزن بيشتر مد نظر من هست اين‌ها مقاومت جدي در ارتباط با الواح ايراني كردند و اگر مقايسه كنيد نوع واكنششان را در مورد ساير مقولات ، مثلا الان در مورد سد سيوند دوستان مي‌بينند كه يك بحث‌هايي مي‌كنند كه خيلي جالب است ، مي‌گويند شما سد سيوند را به اين دليل مي‌گويند بايد تخريب كنيد كه نم سد مي‌زند به مقبره كوروش يعني مثلا بخارات آب مي‌زند بعد تأثيرات سوء خواهد داشت در درازمدت راجع به مقبره كوروش ما مثلا موجب خسارت خواهد شد بنابراين الان مي‌بينيم يك انگليسي گفته كه ما همه هزينه سدرا مي‌دهيم تا از اين سد بهره‌برداري نشود و آبگيري نشود اما آنچيزي كه براي من قابل تأمل است اين است كه الان چند روز است كه بعضي دانشجويان را ترغيب كرده‌اند براي شركت در تحصن تا جلو سد را بگيرند براي اينكه يك بناي تاريخي متعلق به هخامنشيان مي‌تواند در آينده خسارت‌هايي به آن وارد بشود اما وقتي كه به آن‌ها مي‌گوييم كه تاريخ قبل از هخامنشيان اين كارها شده مي‌گويد خوب كاري كردند حتما ضروري بوده كه اين كار را بكنند من مي گفتم كه اگر ضروري بوده يك گزارشي يك توجيهي براي اين كار ، مثلا دانشگاه شيكاگو نوشته كه ضروري بوده كه ما آثار ايراني را نابود كنيم لااقل مي‌دانيد كه در باستان شناسي بايد يك گزارشي در مورد عملكرد ارائه بدهند حتي در مورد كاوشگري‌ها حركت خودشان را مكتوب مي‌كنند و عرضه مي‌دارند اگر واقعا لازم بوده كه اين آثار از بين برود چيزي را دانشگاه شيكاگو به ملت ايران عرضه كرده كه دانشگاه شيكاگو توجيه كند كار خودش را و تخريب را در اين زمينه ، در اين سرزمين‌ها اصلا هيچ جرياني جامعه را به اين سو نمي‌برد كه اگر ما اين تخريب را از سوي دانشگاه شيكاگو و اين دست اندازي را در مورد تاريخ خودمان شاهديم چرا بايد اجباري باشد كه دانشگاه شيكاگو دوباره در ايران فعال بشود يعني اگر يك تيمي ، يا يك مركزي يا يك جرياني را در طول تاريخ ما بر هم زده و امروز هم حاضر نيست كه براي اينكه برخي از تاريخ ما روشن بشود هفتاد و يك سال الواح را در اختيار گرفته و بعد هم در يك مسيري قرار گرفته كه چيزي از الواح برنگردد تا مورد مطالعه ما قرار بگيرد الا اينكه تعداد اندكي از همان تيم دانشگاه شيكاگو توانستند دسترسي داشته باشند و مطالعاتي بكنند شايد در اين زمينه گفته بشود كه ما آثار باستاني زيادي در كشور داريم كه مطالعه نكرديم در موردش و تحقيقاتي نكرده‌ايم حالا در زمينه حالا يك تعداد لوح اصرار مي‌كنيم خوب كلي ما الان آثار باستاني داريم كه مي توانيم مطالعه كنيم و به يك دستاوردهايي برسيم بعد كه از آن‌ها استفاده كرديم بعد فرصت خواهد بود كه در مورد آثاري كه در اختيار بنگاه‌هاي شخصي مثل دانشگاه شيكاگو قرار دارد در آن زمينه هم مطالعه كنيم .

ببينيد تفاوت جدي در مورد اين قضيه وجود دارد كه دوستان بايد به آن عنايت كنند عرض كردم بازخواني تاريخي كه براي ما نوشته شده يك ضرورت است ما منابعي كه در مورد بازخواني تاريخ نگاشته شده داشته باشيم بسيار بسيار اندك است يعني اينگونه نيست كه ما در مورد تاريخ باستانمان منابع فراواني را در اختيار داشته باشيم بعد مسئله دوم در اين زمينه اين است كه بين آثاري كه ما الان در اختيار داريم و آثاري كه از دسترس ما دور نگاشته شده تفاوتي وجود دارد و تفاوتش اين است كه ما با مطالعه الواحي كه در اطراف تخت جمشيد پيدا نشده مي‌توانيم نكات تاريك تاريخ خودمان را دريابيم در حالي كه بعضي از آثاري كه در دسترسمان قرار دارد خيلي اين نقش را ايفا نمي‌كند يعني الواحي كه در ارتباط با سايت ايراني اطراف تخت جمشيد هست شايد بتواند ما را نسبت به گذشته‌اي كه براي ما امروز مقداري تاريك است و خيلي روشن نيست يك مقداري مطالبي داشته باشد و كساني كه تمام تلاششان به تخريب اين آثار بوده ، تمايل چنداني در اينكه ما دسترسي چنداني به اين داشته باشيم ندارند بنابراين آنچه را كه ما امروز بايد به عنوان دانشجو ، به عنوان محقق براي ما قابل تحمل باشد اين است كه چرا جرياناتي در داخل كشور تلاش مي‌كنند جريان تاريخ نگاري آن دوران را تقويت كنند من يكي دو تا نمونه به شما مي‌دهم بعد شما خودتان در اين قضيه دقت كنيد بعدها مطالب زيادي را در يابيد من خودم كه در سال 83 نسبت به اين قضيه حساس شدم مطبوعات را سال 83 شايد 2 ، 3 ماه را دقيق‌تر آنچه را كه در مورد تاريخ آثار باستاني نوشته‌اند را يك مقداري دقت مي‌كردم من جمله مطلبي كه در سال 83 براي من جالب بود ادامه همان تبليغات در داخل كشور است يك مطلبي بود در مورد ناوگان كشتيراني در زمان هخامنشيان داشتيم يك مطلبي بود حالا يك مجموعه‌اي را من جمع‌آوري كردم چون فرصت نيست من فقط براي شما خيلي اشاره وار مي‌گويم ، يك مطلبي در 18 مرداد 1383 در مورد كشف راز قاليچه‌هاي پرنده ، اين روزنامه همشهري به نقل از فصلنامه ادبي – فرهنگي خورجين ، كه يك فصلنامه استراليايي است كه مطلبي را نوشته كه خوب شما علي القاعده اگر براي شما بخوانم لبخند بر لبانتان مي‌نشيند اما در واقع اين چيزهايي است كه امروز هم دارد دنبال مي‌شود تا ضديت با اسلام ، همچنان در اذهان نسل‌هاي بعدي ما تجديد بشود و همان سياست دارد دنبال مي‌شود يعني فكر نكنيد كه مثلا اين سياستي كه من اشاره كردم تمام شد و مربوط به دوران رضاخان بود حالامن يك مقداري اگر فرصت بشود اشاراتي خواهم داشت حالا من مي‌خوانم نوشته فصلنامه ادبي –فرهنگي خورجين در شماره اخير مطلبي را درباره راز قاليچه‌هاي پرنده كشف كرده است كه نويسنده از خلال مطالبي كه در قلعه الموت ايران كشف شده ، روشن مي‌شود طبعا درك اين مطلب به معناي تمام ملاحظات آن نيست بلكه صرفا اصلاع در اين زمينه ، يكي از نمادهاي اكاتيبي شرق است اكنون شواهد وقايعي از آنچه يك افسانه ديرينه محسوب مي‌شود توسط يك محقق فرانسوي به نام هانري باك در ايران بدست آمده است باك طومارهايي را بدست آورده توضيح مي‌دهد در اين زمينه كه حالا شما اگر خواستيد كپي اين مطلب را به شما مي‌دهم آن چيزي كه مهم است مي‌گويد كه اين بدليل وجود چشمه‌اي در يك جايي از ايران كه اين قاليچه‌ها آلوده مي‌شده به آب اين چشمه و موادي كه مي‌زدند اين قاليچه مي‌توانسته مغناطيس زمين را خنثي كند و جاذبه زمين را خنثي كند بعد مي‌گويد كه چطور اين قاليچه‌ها و اين صنعت در ايران نابود شد صراحتا مي‌گويد اسلام آمد مي‌خواست شترها و اسب‌هايش را بفروشد ، و بعد با وجود چنين صنعتي در ايران ، اين شترها و اسب‌هاي مسلمان ها به فروش نمي‌رسيد آن‌ها همه صنعت گران را از دم تيغ گذراندند اين يك مقاله‌اي است كه در سال 83 پيدا شد و در موقع حساس شدن نسبت به مسأله مقالات زيادي اينطوري بودك ه يك جوان با خواندن اين مقالات ، تنفرش نسبت به اسلام مثل همان تنفري كه در آقاي صادق هدايت ايجاد شده بود كه فحشي نسبت به اسلام داد با اين مقالات هم گفتم شما تصور كنيد جوان 16 ساله ، 17 ساله اين مقالات را بخواندكه ما چه در گذشته ، و در دوران باستان چه دستاوردهاي علمي‌اي داشتيم و ورود اعراب به ايران توانست چي كار بكند ؟ همه اين توانمنديها را از بين ببرد شما الان كتاب تاريخ دبيرستان را هم مطالعه كنيد همين القا را در شما ايجاد مي‌كند من به مناسبتي كه آموزش و پرورش كتاب‌هاي دبيرستانيش را فرستاده بود به دفتر مطالعات ما ، تا يك مقداري نظر بدهيم وقتي كه يك مقداري دقيق‌تر مطالعه مي‌كرديم اين بو كه تصاوير دست آوردهاي بشري را در دوره‌ي هخامنشيان و عصر خاقانيان بسيار بسيار با شكوه و با عظمت نشان مي‌دهد خيلي مثلا دربار و ساختمان‌هاي با شكوه كه جوان را خيلي جذب مي‌كند آثار و ظروف طلايي كه از آن زمان بدست آمده ، بعد مي‌گفت ورود اسلام به ايران ، ببينيد ورود اسلام به ايران چطوري آغاز مي‌شد يك صحراي لم يزرعي را نشان مي‌داد دو تا شتر سوار بعد تيتر آن ورود اسلام به ايران بود خوب يكدفعه شما يك جواني را از آن عظمت كه تصاوير منعكس مي‌كند دربار هخامنشيان و خاقانيان و حتي دربار تخت جمشيد كه بر اساس مستندات نيمه تمام رها شده را امروز براي آن پرده مي‌زنند جزئيات اين كاخ را با كارهاي كامپيوتري نشان مي‌دهند با اين انگيزه كه عظمت در اوج خودش قرار داشته در آن موقع ، بعد شما در كتاب مي‌آوريد كه بعد با ورود اسلام به ايران همه چيز كوير است همان چيزي كه آقاي زرين كوب هم مي‌گويد « دو قرن سكوت» يعني چي ؟ مي‌گويد همه چيز از بين رفت كه دو قرن سكوت بود پس تيتر دو قرن سكوت چيست ؟

اين مطلب را القا مي‌كند كه با ورود اسلام به ايران ، سكوت كامل بر جامعه ما حاكم شد يعني هر چيز از بين رفت الان هم اين معنا در كتاب‌ها هنوز هست بنابراني اگر شما مي‌بينيد كه در مورد بحث بازگشت تيم دانشگاه شيكاگو به ايران ، نه تنها مقاومت جدي‌اي رخ نمي‌دهد بلكه دفاع مي‌كنند عده‌اي كه دانشگاه شيكاگو هر آنچه كرده درست عمل كرده و بايد حتي اگر تاريخ گذشته را مطالعه نكردند ، در حاليكه اگر كسي خواسته باشد بر اساس فقط و فقط الواح ، قضاوت كند در مورد دانشگاه شيكاگو ، مي‌گويد كسي كه اين الواح را برده ، قطعا سابقه‌ي درستي ندارد كه ما اجازه بدهيم كه ما اجازه بدهيم كاوشگري را ادامه بدهد در ايران ، يك جرياني كه ، يك مؤسسه‌اي كه چنين برخوردي با تاريخ ما داشته ، يا با آثار باستاني ما داشته علي القاعده خيلي مورد اعتماد نخواهد بود حتي اگر فقط ما بر اساس الواح عملكرد دانشگاه شيكاگو را مورد تأمل قرار بدهيم بايد امروز به برگرداندن دانشگاه شيكاگو و فعال كردن اين تيم ، حساس باشيم در حالي كه اگر يك مقداري عميق تر به اين مسأله نگاه كنيم در مي‌يابيم كه بحث تاريخ نگاري براي ما ، يك جريان است و امروز يواش يواش و به تدريج دارد بحث بازنگري در تاريخ مطرح مي شود ورود دانشگاه شيكاگو به ايران در واقع يك جريان است نه بحث فقط كاوشگري آن‌ها در يك نقطه‌اي از ايران ، بلكه تقويت يك جريان فكري كه آن‌ها ريشه‌ي فراواني در ايران داشتند ، به تدريج حاكميت اين نگاه و اين جريان بر ابنيه ما دارد ضعيف مي شود بنابراين باز گرداندن دانشگاه شيكاگو به ايران در واقع اين نيست كه آن‌ها فقط در مورد آثار باستاني كار بكنند بلكه بيايند دوستان خودشان را و جريانات هم فكر خودشان را در زمينه‌ي تاريخ نگاري ، يك مقداري احيا و تقويت كنند بنابراين از اين منظر دقت كنيد بسيار مسئله حساسي است و حساسيتش را هم خيلي متوجه هستند و خيلي از عزيزاني كه در مركز علمي دارند كار مي‌كنند و دانشگاهي دارند كار مي‌كنند از اين زمينه خيلي راحت نمي‌گذرند در حالي كه به نظر من اين مسئله بسيار مهم‌تر از اين است كه دانشگاه شيكاگو بيايد ايران ، مثلا بعضي از آثار را هم با خودش ببرد يا مثلا يك عده‌اي ديگر فاسد كند با آن‌ها همان زد و بند گذشته خودشان را دوباره احيا كنند و آن فسادي كه در عرصه‌ي ميراث وجود داشت كه الان هم وجود دارد همان مفاسد را دنبال كنند من فكر مي‌كنم كه اين‌ها بالاتر از مفاسد خارج كردن چند قطعه باستاني است بلكه تقويت اين جريان كه امروز باز هم مطبوعات در سال 83 اين مسأله باز هم نوشته مي‌شود تقويت اين جريان بسيار بسيار مهم است. يعني به لحاظ فكري ما بتوانيم همچنان به جامعه القا بكنيم كه ما در گذشته و در تاريخ باستان عظمت داشتيم و اسلام ورودش به ايران همراه با از بين بردن اين عظمت بود .

 متأسفانه بسياري از آثاري كه اخيرا نوشته مي‌شود همين عظمت را مي‌خواهد نشان بدهد يعني ترسيم يك عظمت القايي به ما ، يعني به ما با آثار مختلف القا كرده‌اند كه بله در دوران هخامنشي اين عظمت وجود داشته ما هم به سهولت پذيرفتيم بدون اينكه خيلي در مورد اين قضيه مطالعه كنيم كه حالا كه گفتند مثلا فلان هنر در عهد هخامنشيان بوده يا نه ؟ خوب ما مطالعه كنيم من نمي‌خواهم بگويم رد كنيم ، مطالعه نكرده ، تحقيق نكرده همه آنچه را كه امروز به عنوان كار مطالعاتي ، اما طبيعتا تجديد نظر و مطالعه جدي تر از جانب كساني كه دلسوز اين آب و خاك هستند اين يك ضرورت است بويژه اگر ما به اين رسيديم كه برخي عناد داشتند كه ما يك قسمت‌هايي از تاريخ خودمان را نبينيم در اينكه ما ترديد نداريم كه برخي از كساني كه در اين عرصه كار كردند اصرار داشتند كه ما تاريخ را آنطوري كه آن‌ها مي‌خواهند ببينيم مثلا به عنوان مثال همان كساني كه در مورد اعراب اين دشمني و اين عداوت را در بين ما ايراني‌ها كاشتند تماما احساس كنيم كه نبايد به جهان عرب و جهان اسلام نبايد اعتماد كنيم و تنها جايي كه مي‌توانيم اعتماد كنيم اسرائيل و يهودي‌ها هستند همين‌ها خيلي از مسائل تاريخي را از دسترس ما به دور داشتند باز هم اينجا تعصب خودم را ابراز كنم نسبت به بعضي از آثاري كه همه احساس را در اين اواخر دارند تكرار مي‌كنند ما وقتي كه نگاه مي‌كنيم ، مي‌بينيم كه در تاريخ ما اتفاقاتي افتاده كه ما اصلا اطلاع نداريم من جمله بحثي كه امروز يهودي‌ها به عنوان دكري مي‌گيرند دكري را اگر خيلي از ايراني‌ها بدانند يا لااقل عنايتي باشد در كنار اين همه دشمني در مورد اعراب كه مثلا اعراب آمدند چاپ خانه‌ها را سوزاندند آمدند تمدن را از بين بردند همه دانشمندها را از بين بردند آنطوري كه همشهري مي‌گويد مثلا تمام صنعت گران قاليچه پرنده را از دم تيغ گذراندند همه اين‌ها را داشته باشيم از اين طرف هم داشته باشيم كه آقا اتفاقاتي هم در ايران رخ داده كه يهودي‌ها هم يك كارهايي در ايران كردند يهودي‌ها هم يك كارهايي عليه اقوام ايراني صورت دادند به اين هم لااقل اطلاع داشته باشيم خوب است همين كار هم به موازات تبليغات ضد اسلامي ما نبايستي در بياوريم آن چه را كه انسان در تعارض با يهودي‌ها اقوام ايراني داشتند من حالا در اين زمينه تورات را مبناي خوبي مي‌دانم تورات در اين زمينه در كتاب استر يك بحثي را مطرح مي‌كند كه به نظر من كتاب استر را بخوانيد در اين كتاب در عهد عتيق بحث قتل عام ايراني‌ها را به صورت مفصل مي‌گويد يعني در زمان خود خشايار شاه به تحريك استر و حالا عملكرد فرد حامي ، حامي و وزير خشايار شاه را مي‌كشند و بعد قتل عام گسترده‌اي را در شهرهاي ايران آغاز مي‌كنند تا جايي كه همه مخالفين يهودي‌ها در ايران قتل عام بشوند اين لااقل در تورات آمده ، همين معنا را اشكالي ندارد كه اگر مثلا يك دايره المعارفي را عزيزي دارد مي‌نويسد در ذيل لغت پوريل بياورد كه پوريل يعني چي ؟ آن چيزي كه تورات گفته نه آنچه كه ما مثلا به عنوان يك كسي كه با يهودي‌ها مثلا ضديتي دارد نه همين چيزي كه تاريخ يهود است تاريخ يهود مي‌گويد اما شما ببينيد كه ما در دايره المعارف دائره المعارفهايمان بعد از انقلاب ، در هيچ كدامشان اصلا لغت پوريل نيامده كه من ايراني بفهمم كه پوريل يعني چي ؟ خوب اين‌ها را كه ما نوشتيم ديگر ، يعني در دايره المعارف فلان كه من نمي‌خواهم اسم عزيزان مسئولش را ببرم اما آن عزيزاني كه نوشتند چرا به نظر شما چيزي كه در تورات آمده مربوط به همين سرزمين است و بحث قتل عام گسترده‌ي مردم اين فلات هست كه بعضي از مورخين معتقدند كه همين قتل عام موجب شد كه تخت جمشيد نيمه تمام ماند و اين قراين زيادي دارد چون واقعا خيلي از سرستون‌هاي تخت جمشيد تمام نشده ، خيلي از كنده كاري تمام نشده خيلي از آن اشكالي كه در مي‌آورند مثلا چند تا از آن‌ها در آمده ، چند تا در نيامده مثلا تا حدي كنده كاري شده كامل نشده يعني قتل عامي كه در دوره خشايار شاه صورت گرفته لااقل اينها را ما بدانيم بعد در كنارش خيلي از مقالات اين چنيني هم داشته باشيم كه فراوان است عرض كردم اگر شما يك مقداري حساسيت از خودتان به خرج بدهيد مي‌توانيد اين را ببينيد ، به هر حال عرض كردم كه هنوز آن تحول لازم در ارتباط با بازنگري تاريخ اصلا بوجود نيامده چرا در حوزه‌ها ، در مراكز علمي دارد اين ضرورت مطرح مي‌شود ولي در كل جامعه مقاومت‌هاي جدي اي است كه جامعه همچنان درگير نشود و باورهاي گذشته را با خودش داشته باشد و با همان باورها ، من خودم ببخشيد برخي از كساني كه آن القاهاي ديني در آن‌ها خيلي قوي نيست ، همان بحث‌ها را تكرار مي‌كنند كه اسلام براي ما جز بدبختي و نابودي چيزي به ارمغان نياورده يعني شما از اين محافل خودتان خارج بشويد وارد كساني كه خيلي تعهد قوي ديني ندارند به سهولت مي‌توانيد تأثيرات اين آثار را در آن‌ها بيابيد ، من خيلي در اين بحث مزاحم نمي‌شوم چون شماها هم به هر حال سؤالاتي داريد با سؤالات شما بتوانيم بحث را ادامه بدهيم اگر چه من بحث‌هاي زيادي را آورده بودم كه به آن‌ها بپردازم منتها به دليل ضيق وقت ، چون دوستان گفتند 40 دقيقه بيش‌تر طول نكشد ، لذا من بحثم را خاتمه مي‌دهم سؤال يكي از حضار : ما قبلا مشابه صحبت‌هاي شما را شنيديم .

 منتها مشخص نمي‌شود كه آن جوامع چه كساني هستند مثلا گروهي هستند كه دارند سرمايه‌گذاري مي‌كنند كه مثلا تاريخ ايران عوض بشود و مي‌خواهند زمينه سازي كنند كه وحدت بين ايران و يهودي‌ها برقرار بشود اگر منظور خود يهودي‌هاي ايران باشد كه اين ارتباط را دارند بحث ير يهودي‌هاي خارج از ايران باشد يعني كساني كه سازمان‌هاي يهودي‌ها معرفي مي‌شوند و حالا تاريخ جهان را به نوعي دارند دستكاري مي‌كنند يعني سؤال من اين‌ها است ، منظور را مشخص كنيد ؟ پاسخ : ببينيد يهودي‌هايي كه من گفتم در دوره رضاخان اين كار را كرده‌اند قطعا صهيونيست‌ها بوده‌اند كه تمام تلاششان را در خدمت ايجاد دولت اسراييل قرار داده بودند و بعد هم توانستند ايران را با همين آموزه‌ها به عنوان تنها متحد اسرائيل در منطقه قرار بدهند يعني ما از خيلي از كشورهاي ديگر در اين زمينه پيشي گرفتيم ، و عمدتا اين آموزه‌ها تأثير داشت در ايجاد وحدت بين ايران و اسرائيل علي رغم اينكه ملت ايران بسيار از اين موضوع دوري مي‌جست و نسبت به آن موضع داشت اما توانستند طبقات روشنفكر جامعه را و دست اندركاران و هيئت حاكمه را در اين مسير قرار بدهند و اشاره هم كردم كه بعدها سازمان‌هايي كه افراد عضو آن‌ها مي‌شدند واقعا تعلق خاطر نسبت به آن سازمان‌ها پيدا مي‌كردند و حاصلش ، حاصل فراواني بود كه به نفع اسراييل به عنوان گل سر سبد نظام سرمايه‌داري در واقع يعني وقتي ما پيوند مي‌خورديم به اسراييلي‌ها يعني بيشترين خدمت را به جهان غرب و جهان سرمايه‌داري مي‌كرديم فقط بحث اسراييل هم نبود اسراييل قطعا در اين مسأله ميوه سرمايه داري‌ات در عصر حاضر ، لذا آنچيزي كه در دوران رضاخان اتفاق افتاد حاصلش را ما شاهد بوديم ديگر يعني خيلي ما بايد بگوييم از تركيه در اين زمينه پيشي گرفتيم و از خيلي از نظام‌هاي غير ديني در اين قضيه پيشي گرفتيم براي اين كه بدانيم كه ما چقدر در دوران رژيم پهلوي به اسراييل خدمت كرديم خوب خود خاطرات معير عزلي ( ازلي ) كافي است يك كتاب ديگر هم هست كه آقاي سبحاني نوشته ، آقاي سبحاني كه به عنوان نخست وزير رژيم مورد نظر آمريكايي‌ها ، يك دو سال پيش مطرح كردند كه ما يك نخست وزير بخواهيم براي ايران مطرح كنيم خود همين آقاي سبحاني يك كتابي دارد كه به عنوان نخست وزير آن موقع مطرح شد ايشان در آن كتاب خيلي از پروژه‌هاي اسراييل را ذكر مي‌كند كه كليه اين پروژه‌هاي نظامي و تسليحاتي در ايران و با هزينه‌هاي ايراني‌ها صورت گرفت و هيچ حاصلش در ايران نماند موشك‌هاي فلان اصلا يكي يكي را مي‌گويد اول نام پروژه را بيان مي‌كند كه با نفت ايران هزينه‌هايش تأمين شد ولي هيچ يك از آن پروژه‌ها ، تأثيراتش در ايران باقي نماند بنابراين شما تأثيرات اين تاريخ نگاري را در نوع عملكرد دوران پهلوي كاملا به صورت مشهود مي‌بينيد .

 * سؤال يكي از حضار * استاد در مورد تاريخ خود يهود ، داريم كه مي‌گويند خداوند ما را به پادشاهي بر شما پذيرفت و مملكت هم ديدند كه اين در تاريخ يهود اتفاق افتاده ، يعني تاريخ يك چيزي شده كه با پيامبران خودشان طايفه ايراني را مي‌كوبيدند يعني اگر از راه تاريخ وارد شويم اين خود يك بهانه خوب براي آن‌ها مي‌شود الان هم ما يزدي‌هايي داريم كه تاريخ خودشان را به پادشاهان قديمي ربط مي‌دهند خوب ما بايد با اين وضع موجود چه كنيم ؟

* پاسخ : بله نمي‌شود كاريش كرد بخصوص اگر كساني خيلي در اين وادي احساس وظيفه هم بكنند كه خيلي از كساني كه پيامبر نيستند را هم به عنوان پيامبران يهود در ايران نام ببرند پارسال شبكه 6 يك برنامه‌اي را ارائه داد به نام پيامبران سرزمين ايران ، نمي‌دانم كدام يك از شماها ديديد حتي مردخاي را به عنوان يكي از پيامبران ايران ياد كرد مرد خاي كه خود تورات او را به عنوان پيامبر نمي‌شناسدش ، استر را به عنوان يكي از پيامبران ايران مطرح كرد كه قبرش در همدان است آن برنامه‌اي كه در شبكه 6 ارائه شد علي القاعده ميزان عنايت زيادي داشت كه اين احساس را در همه ما ايجاد بكند كه ما به هر جاي ايران كه نگاه مي‌كنيم يك پيامبر يهودي هست و چقدر سرنوشت ماها با همديگر اينقدر نزديك است .

 حتي فراتر از مستندات يهودي‌ها رفته بود بي عنايت نبود آن مسأله نسبت به اين ، قطعا يك عنايت ويژه‌اي براي ايجاد اين احساس در ما ايراني‌ها داشت به نظر من آن برنامه دارند روي اين مسأله كار جدي مي‌كنند خيلي از مقبره‌ها يا جاهايي كه اصلا سنديت هم ندارد را به عنوان پيامبر يهود مطرح مي‌كنند كه ظاهرا كل ايران مال پيامبران يهود است .

• سؤال يكي از دانشجويان: آن چيزي از تاريخ در حوزه فرهنگ بسيار ارزشمند مكانيسم تأثير گذاري داشته‌هاي تاريخي روي شكل دادن به هويت فرهنگي زمان ما است وقتي كه به اين مسأله توجه مي‌شود تاريخ بسيار پر اهميت مي‌شود وقتي به تاريخ هر دوره‌اي عيلامي ، هخامنشي يا هر دوره‌اي نگاه مي‌كنيم آن چيزي كه در اينجا اهميت خودش را نشان مي‌دهد ، مكانيسم تأثيرگذاري هر يك از اين دوره‌هاي تاريخي بر روي زندگي حال و آينده ما است من فكر مي‌كنم كه اين ارتباط بين تاريخ و فرهنگ يك ارتباط ديناميك باشد يعني آنچيزي كه تاريخ بر روي شكل دادن فرهنگ مؤثر است فرهنگ امروز هم مي‌تواند در حفاظت از منابع تاريخي بسيار مؤثر باشد يعني در صورتي كه اين ارتباط برقرار نشود ما دچار ضايعات يا خسارت مي‌شويم يا از جمله جريان تحريفات تاريخي در حوزه تاريخي مطرح بشود و هم بيگانگي و بي هويتي و عدم ارتباط با هويت‌هاي تاريخي ما در حوزه فرهنگ ، من فكر مي‌كنم آن چيزي كه در آنجا به عنوان رهنمود دانشگاه شيكاگو مطرح شده ، كنترل ساختاري تاريخ يك كشور و يك حوزه تمدني ، بوسيله حوزه‌هاي مؤلفه بيروني است يعني من فكر مي‌كنم كه اين جريان ادامه دار باشد و اين برمي‌گردد به توان علمي تاريخي ما و حتي سراسر دنيا ، چرا كه ما اگر رجوع كنيم به تاريخ مشروطيت حتي تا وتي كه به انقلاب داريم نزديك مي‌شويم اين ضعف‌هاي ما يعني ضعف در تسلط به اطوار تاريخيمان را حتي در دانشجويان و محققان هم مشاهده مي‌كنيم من فكر مي‌كنم كه تا موقعي كه اين كنترل ساختاري از بيرون اعمال توقع همياري داشته باشيم منتها عدم تلاش متخصصان داخلي ، اگر اسم خيانت بر رويش نگذاريم شايد اسم كمتري نتوانيم بر رويش بگذاريم .

 من فكر مي‌كنم كه اگر نتوانيم اين ارتباط بين حوزه تاريخ و فرهنگ را ايجاد كنيم پژوهش‌هاي پيشرفته ما به جايي نمي‌رسد چرا كه اگر ما پژوهشگران دانشگاه شيكاگو را براي شهر سوخته نياوريم باستان شناسان ما ممكن است كه دنبال پژوهشگران فرانسوي بروند دست عنايت خارجي از سر ما قطع نمي‌شود آن چيزي كه مهم است اين است كه مكانيسم بين حوزه فرهنگ و تاريخ برقرار شود .

* پاسخ : من با فرمايش شما كاملا موافقم اما ببينيد شايد آن نكته آخري كه شما فرموديد كه ما ناگزيريم اگر دانشگاه شيكاگو نباشد يك دانشگاه فرانسوي را بياوريم اگر فرانسوي نشد يك دانشگاه ديگري را بياوريم اين را من يك مقداري نسبت به آن ترديد دارم اگر فرمايش شما را كاملا وارد بدانيم يعني ما در اين مدت ، ناتوان از پژوهش در تاريخ خودمان و ناتوان از اينكه اسناد و مدارك آن زمان را بتوانيم خوب بررسي كنيم درست بدانيم اين مطلب را نمي‌توانم بپذيريم كه در مورد كساني كه اين‌ها سابقه‌شان براي من محرز شده كه سابقه روشني نيست به راحتي بپذيريم اين مطلب را كه اگر اين نشد يكي ديگر مي‌آيد كه معلوم نيست چه بكند خوب ما در مورد دانشگاه شيكاگو تخريبي كه خودشان بوجود آورده‌اند ما وقتي به عملكردشان نگاه مي‌كنيم كه عامرانه تخريب كرده‌اند چه دليلي دارد كه ما دوباره به اين‌ها امكان بدهيم كه بيايند و دوباره كاوش كنند ضمن اينكه من گفتم كه بحث فقط سر كاوشگري اين‌ها نيست بلكه اين‌ها يك جرياني را ايجاد كرده‌اند اين جريان تاريخي مي‌تواند در داخل كشور تقويت بشود مي‌تواند هم تضعيف بشود يعني مي‌تواند يك جريان ديگري راه بيفتد كه اين جريان تاريخي را زير سؤال ببرد و به تدريج جايگاهش را در داخل كشور تضعيف بكند .

 خب طبيعتا ورود يك عده اي و حاكم شدن اين‌ها سر مراكز و ابنيه تاريخي مي‌تواند منجر به تقويت اين جريان بشود يعني حاكميت مطلق اين‌ها كه تا به حال وجود داشته كه اين‌ها اصلا اجازه نمي‌دانند به كسي كه اولا وارد اين عرصه‌ها بشود انحصار نسبي اي را بوجود آورده بودند و الان هم تا حدي دارند كه هر كس بخواهد به آن حوزه وارد بشود يا كاملا او را با خودشان همراه مي‌كنند يا اينكه طرد مي‌كنند بنابراين ما نسبت به دانشگاه شيكاگو نبايد نگاه برابري داشته باشيم كه حالا مثلا اگر دانشگاه شيكاگو را نداشته باشيم ناگزيريم كارشناس را از يك كشور ديگري بياوريم خوب به فرض ناچار بودن يك كارشناس مي‌آوريم نه يك جريان را من چون فرصت نبود نگفتم ما تحقيق كه كرديم ديديم در سال 83 كاملا به صورت حساب شده آمدند و در ايران يك كاري كردند كه دانشگاه شيكاگو بتواند برگردد يعني اصلا كل توافق نامه‌اي كه در سال 83 بين اين‌ها و دانشگاه شيكاگو بسته شد يك كار صوري بود براي تطهير دانشگاه شيكاگو كه بتواند برگردد يعني يك تعهد ظاهري از دانشگاه شيكاگو بگيرند كه فقط و فقط با 300 تا لوح از 6000 تا لوح به ايران برگردد و جامعه توجيه بشود يا جامعه احساس بكند كه اين مشكل حل شده تا دانشگاه شيكاگو بتواند برگردد اما مشخص شده كه هدف بيشتر به جاي كاوشگري ، تقويت اين جريان فكري است چون عرض كردم كه الان يواش يواش محققين ما اين جرأت را پيدا مي‌كند كه بگويند چرا اين كتاب تاريخي ما بايد اينطوري باشد ؟ چرا كتابي كه من دارم در د انشگاه درس مي‌دهم دارد همان مطالب را تكرار مي‌كند و اين كم كم دارد يك مخالفت‌هايي را بوجود مي‌آورد طبيعتا تقويت اين رويه باعث مي‌شود كه آن‌ها كاملا اساتيد اين قضيه را كنترل كنند يعني كساني كه وارد كارشناسي ارشد يا دكترا مي‌شوند را دقت كنند كه آن‌ها افراد هم فكر خودشان باشند چون اين مسئله تأثيرات جدي دارد بنابراين دقت كنيد آن ضعفي كه شما مي‌گوييد را من قبول دارم در همه حوزه‌هاي علوم انساني ضعف داشتيم و خطاي جدي اين است كه عادت كرده بودم و عادت داريم كه ديگران براي ما كار كنند و ما همان را دوباره تكرار كنيم يعني اين ضعف هست در ارتباط با علوم انساني كه بايد خودمان منشأ توليد باشيم ما از اين به دليل سستي و كم كاري ضربات زيادي را خورديم اما قبول كنيد كه الان يك مقداري دارد همان جرأت و جسارتي كه در همه عرصه‌ها دارد در بين دانشجويان ما و محققين ما ايجاد مي‌شود در عرصه تاريخ هم دارد بوجود مي‌آيد بازگرداندن دانشگاه شيكاگو به نظر من به اين هم عنايت دارد كه به نوعي كنترل كند و نگذارد كه در تاريخي كه براي ما نوشته شده ، ترديد جدي‌اي ايجاد بشود و تقويت بكند كتاب‌هايي را كه دارد الان نوشته مي‌شود با همان منابع ، نوشته بشود خيلي در آن منابع ترديد نكند ممكن است كه من امروز يك كتابي در مورد ايران باستان بنويسم اما بروم و همه منابع قبلي را نگاه كنم بدون هيچ ترديدي از همان‌ها استفاده كنم بعدها بگويند كه ببينيد اين كتابي است كه در دوران انقلاب اسلامي نوشته شده ، مثلا توسط يك دانشگاهي كه مثلا معتبر هم هست صورت گرفته ، منابع اولين همان‌ها است خوب اينكه باعث تحول نمي‌شود كه ، تحول واقعي زماني اتفاق مي‌افتد كه توي دانشجوي دانشگاه امام صادق (ع) بگويي كه به اين دليل آن چيزي كه در فلان منبع نوشته شده غلط است اما اينكه شما دانشجوي امام صادق هم بروي و همان حرف‌ها را تكرار بكني ، اين همان چيزي است كه آن‌ها مي‌خواهند تغييري حاصل نشده توليد فكري شده اما توليد فكري كه نتوانسته آن چارچوب‌ها و آن حصارها را بشكند اين به نظر من عنايت جدي‌اي است كه از طرف آن‌هايي كه معتقدند اين جريان همچنان بايد در موضع قدرت در ايران باقي بماند.

+ نوشته شده در  86/02/01ساعت 0:28  توسط مدیر وبلاگ  |